Balatarin پناهندگان ایرانی در ترکیه
X
تبلیغات
رایتل
به مناسبت روز جهانی پناهندگان؛ بی مسئولیتی دولتها و مرگ تدریجی پناهجویان



.

.

.

18.06.2007
سایت انتگراسیون- حنیف حیدرنژاد، مددکار اجتماعی و مشاور در امور پناهندگی و مهاجرین

.

بیستم ماه ژوئن روز جهانی پناهندگان نام گذاری شده است. این نام گذاری با هدف تأکید بر درک رنج و درد میلیونها انسانی است که به ناچار خاک کشور خود را ترک و در جستجوی امنیت و آینده ای بهتر، زندگی در کشور دیگری را جستجو میکنند. پناهجوئی و پناهندگی میتواند برای بسیاری شانس و فرصتی جدید باشد تا بتوانند در امنیت و آرامش، یک زندگی نو برای خود و خانواده شان طرح ریزی کرده و نیز میتواند علیرغم سختی ها و مشکلات و غم دوری از وطن و خانواده و دوستان، زمینه ساز پیشرفت و موفقیت های جدید شود.
اما پناهجوئی و پناهندگی میتواند، همانطور که متأسفانه در اکثر موارد هم صادق است، نه تنها پایان ترس و اظطراب و مشکلات گذشته باشد، بلکه میتواند زمینه ساز بسیاری مشکلات و سختی های جدید گردد.


ابعاد جهانی و دلایل و ریشه های پناهندگی
هیچ کسی داوطلبانه خانه و کاشانه و خاک کشور خود را ترک نمی کند. عوامل مختلفی وجود دارد که فرار و پناهجوئی و مهاجرت را برای بسیاری از انسانها به امری ناگزیر تبدیل میسازد.
اصلی ترین دلایل، زمینه ها و ریشه ها ، آنگونه که در شکل زیر مشاهده میشود، عبارتند از:
خشونت، بی عدالتی، سرکوب خلقها، محدودیت منابع طبیعی و عوامل طبیعی

.







عواملی که در بالا به آن اشاره شد در دایره وسیعتری با تأثیر پذیری و تأثیرگذاری متقابل بر یکدیگر زمینه ساز بروز مشکلات جدیدی میشوند از جمله:

- فساد و بی لیاقتی و عدم مدیریت اقتصادی دولتها، استقراض و بدهی خارجی، افت و تنزل سطح رفاه اجتماعی و در نتیجه گسترش فقر و تضادهای طبقاتی و نابود کردن امید و چشم اندازهای زندگی انسانی و کار و آموزش

- عدم حاکمیت قانون، استبداد و دیکتاتوری، اعمال زور و حاکمیت ایدئولوژیک، نقض حقوق بشر و پایمال شدن و محدودیت آزادیهای فردی و اجتماعی، سرکوب اقلیتهای قومی، نژادی، مذهبی، جنسی و دگراندیشان و دگرگونه باشان، محدودیت آزادی بیان و بدنبال همه اینها دستگیری، زندان، شکنجه و اعدام و پایمال شدن حق و شرافت انسانی افراد

- جنگ های استعماری جدید و تصاحب زمین و سرزمینهای دیگران، جنگ و لشکرکشی های نظامی به بهانه ها و دلایل مختلف، راه اندازی جنگهای انحرافی و درگیر کردن نیروهای محلی به نیابت و از سوی قدرتهای پشت پرده، و بدنبال اینها صدور تسلیحات و جنگ برای تصاحب بازارهای جهانی

- تغییرات آب و هوائی و فجایع طبیعی مانند قحطی و خشکسالی یا سیل و زلزله و طوفان، عدم مدیریت در استفاده درست از منابع طبیعی و استفاده بی رویه از آنها و در نتیجه نابودی منابع طبیعی، نابودی بنیادهای رشد و توسعه و در نتیجه از بین بردن چشم اندازهای زندگی در آینده

.

مسئولیتی جهانی و بی مسئولیتی دولتها
بند دو ماده 13 اعلامیه جهانی حقوق بشر تاکید میکند:
" هر شخصی حق دارد هر کشوری ، از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشورخویش بازگردد".
بند یک همین ماده اعلام میکند:
" هر شخصی حق دارد در داخل هر کشور آزادانه رفت و آمد کند و اقامتگاه خود را برگزیند".

.

اما واقعیت امروز با اعلامیه فوق که تقریبا همه کشورهای جهان زیر آنرا امضاء کرده اند، بسیار فاصله دارد. در سالهای اخیر با وجود آنکه در جهان عواملی که به عنوان ریشه های زمینه ساز پناهندگی و مهاجرت، که فوقا به آن اشاره شد، تشدید شده است، اما میزان پایبندی دولتها به تعهداتشان در دفاع و حمایت از پناهجویان هر روز کمتر و کمتر میشود:
- به بهانه مبارزه با تروریزم سخت گیری و کنترلهای مرزی افزایش یافته است،
- به بهانه مبارزه با تروریزم پذیرش پناهجویان بسیار سخت تر شده و یا با این بهانه، بسیاری را از حقوقشان محروم و یا حتی اخراج میکنند،
- در اتحادیه اروپا نیروی نظامی ویژه برای مبارزه با ورود غیر قانونی پناهجویان تشکیل شده تا مانع موج جدید انسانهائی گردند که آینده ای برای خود در آفریقا نمی بینند،
- چندین کشور اروپائی از جمله آلمان با قرادادهای متقابل با یکدیگر و اختصاص بودجه های هنگفت و با کرایه دربست هواپیما، عزم خود را در اخراج پناهجویان به نمایش میگذارند،
- کشورهای غربی با چشم پوشی بر درد و رنج صدها هزار پناهجویان قدیمی که فاقد اقامت معتبر هستند، با دادن اجازه اقامت و اجازه کاربه آنها مخالفت کرده و همزمان چشم خود را بر درد میلیونها انسان دیگری که بدون مجوز قانونی در این کشورها زندگی میکنند و برای گذران زندگی طعمه باندهای جنایتکار و خلافکار میگردند می بندند.
- قاچاق انسان و تجارت سکس سرنوشت دختران خردسال و زنان جوان را به نابودی میکشاند و...

درست در چنین وضعیتی دولتهای فاسد، سرکوبگر و دیکتاتور در گوشه وکنار جهان یا از حمایت مستقیم دولتهای غربی برخوردار هستند و یا آنکه از سوی قدرتهای غربی وجود آنها تحمل میشود. اما در عوض بسیاری از پناهجویان و فراریان از جهنم کشورهای جنگزده و دیکتاتوری، وقتی به کشورهای غربی میرسند یک بار دیگر خود را قربانی بی عدالتی و بی توجهی به سرنوشت خود یافته و بسیاری از آنان به انواع بیمارهای روحی- اجتماعی مبتلا میشوند.




roze Panahndegan-3.tn.jpg
از ریشه جدا شده؟ طرح از: آفرین

کمیسارای عالی پناهندگی سازمان ملل در امور پناهندگان در گزارش سال 2006 خود آمار پناهجویان و فراریان و پناهجویان زیر پوشش این سازمان را 20.751.900 نفر اعلام کرده است و این افراد را به ترتیب زیر دسته بندی میکند:

- پناهجویان و فراریانی که برای حفظ جان خود از کشور خود به کشور دیگری وارد شده اند ( معمولا به کشورهای همجوار): 8.4 میلیون نفر
- پناهجویانی که خواهان بازگشت داوطلبانه به کشورشان هستند: 1.6 میلیون نفر
- متقاضیان پناهندگی اساسا وارد شده به کشورهای صنعتی : 773.500 نفر
- آوارگان داخلی که از شهر و محل زندگی در کشورشان به نقطه دیگری در کشور خود آواره شده اند: 6.6 میلیون نفر
- بی وطنان و دیگر آوارگان: 3.3 میلیون نفر

همین گزارش تأکید میکند رقم پناهجویان و آواره گان واقعی به مراتب بالاتر بوده و این سازمان آنرا نزدیک به 40 میلیون نفر تخمین میزند.
http://www.unhcr.de/uploads/media/UNHCR-Auf-einen-Blick-070326.pdf

.



.
آنتونیو گوترس مدیرکل کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل متحد در گزارش سال 2006 خود به رقم دیگری اشاره دارد. وی آمار مهاجرین را در جهان 175 میلون نفر تخمین میزند. به گفته وی دسته مهمی از مهاجرین را پناهجویان و پناهندگان و آنانی تشکیل میدهند که اجازه قانونی اقامت ندارند. وی در گزارش خود به نگرانی این دسته از مهاجرین از جمله "نا مطمعن بودن" نسبت به وضعیت و آینده خود در کشورهائی که در آن ساکن هستند اشاره دارد.
http://www.unhcr.de/aktuell/einzelansicht/browse/6/article/32/bericht-zur-lage-der-fluechtlinge-in-derwelt.html

.


roze Panahandegan-4.tn.jpg
تلاش برای یک زندگی طرح از: آفرین

.

بدین ترتیب مشخص میشود که مسئله پناهندگان و مهاجرین مسئله ای است جهانی! بی توجهی به این مسئله به بازی گرفتن سرنوشت تک تک انسانهائی است که به ناچار کشور خود را ترک کرده و حق دارند در کشور جدید از امکانات برابر برای یک زندگی انسانی برخوردار باشند. برای مثال در آلمان نتیجه گیری های آماری در سال 2005 مشخص می کنند که مهاجرین و خارجی تباران 19% از جمعیت آلمان را تشکیل میدهند، خانواده هائی که 35% بچه های آنها در آلمان بدنیا آمده اند. زمانی که بچه های امروزی این خانوادها بالغ شوند، و اگر فرض کنیم که آنها نیز همین آهنگ رشد زاد و ولد سال 2005 را حفظ کنند، در این صورت در سال 2050 از هر 100 نوزاد متولد شده در آلمان، 65 نوزاد خارجی تبار خواهند بود.
http://www.if-id.de/New/index.php?option=com_content&task=view&id=31&Itemid=86

در همین آلمان بی توجهی به مسائل و مشکلات پناهجویان و مهاجرین از سوی دولتها ی پیشین و کنونی و نیز اتخاذ سیاستهای غلط، زمینه ایجاد مشکلات و ناراحتی های روحی- روانی و روحی- اجتماعی بیشتر برای کل اجتماع را موجب شده که البته حل و فصل آنها نیز هزینه های سرسام آوری را بدنبال خواهد داشت. اما آنچه در این میان باز نخواهد گشت، سلامتی و شادابی و روحیه سالم انسانهائی است که با سیاست های غلط و غیر انسانی و غیر مسئولانه و یا بعضا نژادپرستانه، به مرگی تدریجی کشانده شده اند.

.
ایرانیان پناهجو، پناهنده و مهاجر
اگر در مورد بسیاری از کشورها جنگ و یا بلایای طبیعی اولین دلیل برای فرار و یا درخواست پناهندگی میباشد، در مورد ایرانیان، حاکمیت یک حکومت دیکتاتوری- مذهبی، اصلی ترین دلیل میباشد.
در مورد ایران گزارش دیگری از کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل متحد، آمار ایرانیان پناهجو در کشورهای اتحادیه اروپا در سال 2004 را 8800 نفر و در سال 2005، 7720 نفر اعلام میکند.
http://www.unhcr.de/fileadmin/unhcr_data/pdfs/statistiken/581.pdf

بسیاری از پناهجویان ایرانی در کشورهای غربی با وجود رد درخواست پناهندگی شان و با وجود شرایط بسیار خراب و غیر انسانی و انواع فشارهای روحی که از سوی ادارات خارجیان برای بازگشت به ایران به آنها وارد میشود، از این کار خودداری کرده و انواع سختی ها را بجان میخرند. بسیاری از این پناهجویان با اقدامات اعتراضی فردی و یا دسته جمعی نظیر اعتصاب غذا، تحصن و یا حتی در مواردی با بستن دهان و چشم خود به جهانیان پیام میدهند که مرگ را بر بازگشت به ایران تحت حاکمیت فاشیستها ترجیح میدهند.
رژیم جمهوری اسلامی به عنوان یک حاکمیت ایدئولوژیک در صدر کشورهای ناقض حقوق بشر قرار دارد. این نظام در نزدیک به سه دهه هزاران هزار نفر را اعدام کرده و از رکورد داران اعدام و شکنجه و زندان و سنگسار است. با آمدن احمدی نژاد سرکوب مردم بویژه زنان و دانشجویان و نیز کارگران و معلمین و پرستاران به طرز سیستماتیک افزایش یافته است. این موج جدید سرکوب، میتواند فرار بیشتر مردم، بویژه جوانان را از ایران بدنبال بیاورد.
برای اطلاع بیشتر به مقاله زیر مراجعه شود:
سرکوب زنان ایران، زمینه ساز موج جدیدی از فرار و مهاجرت به خارج
http://www.if-id.de/New/index.php?option=com_content&task=view&id=442&Itemid=1

.
ایرانیان پناهجو و مهاجر در آلمان
در مورد وضعیت ایرانیان پناهجو و مهاجر در آلمان توجه شما را به گزارش زیر جلب میکنم:
آمار ایرانیان ساکن آلمان- گزارش سال 2006